۱۳ خرداد ۱۳۸۷

می دونی چرا؟ چون ازینی که هستم بدم میاد. میخوام رشد کنم. خوب حالا این وسط چی کار کنم؟ هم می خوام خودم باشم هم می خوام خودم نباشم. واضحه؟ واضح نیست شاید ولی حال ندارم شفاف سازی کنم. خدا.

می دونی چرا؟ چون ازینی که هستم بدم میاد. میخوام رشد کنم. خوب حالا این وسط چی کار کنم؟ هم می خوام خودم باشم هم می خوام خودم نباشم. واضحه؟ واضح نیست شاید ولی حال ندارم شفاف سازی کنم. خدا.

می نویسم که سیر تغییر ر و در خودم رصد کنم

می نویسم که برای خودم دل خودم نوشته باشم.

می نویسم که برای خواننده وبرای خوانده شدن

می نویسم برای رفتن زیر ذره بین آدمهای بزرگ.

می نویسم که انقد ساده و مینیمال نباشم دیگر!

بنویسید تا بزرگ شوید و خیلی بیشتر.

سیفون خیلی ممنون به خاطر این بست

مدتی بود که الیزه ورق میزدم. وقتی یک وبلاگ توجه ام رو جلب کنه میرم سروقت اولین پستش. لب کلام اینکه رشدش توصیف نشدنیه . گفتم من هم شروع کنم ... فعلا برای خودم می نویسم . لینک نمیدم. شلوغ نمی کنم. برای خودم می نویسم که یک خورده اندازه آدمیزاد های اطرافم بشم. به امید روزی که فاصله مون کم شده باشه.

باشه این جوری می دم که جلب توجه نکنه فعلا . فقط اگر یکی ازین جا رد شد ....

ولی نه. بذار لذت خونده شدن رو دریغ نکنم.