این روز ها چیزهایی وارد ذهنم می شوند گروتسک،تویستد،اگزاتیک و تکان دهنده از دید من اما دوست دارم پوست انداختن لحظه ای ام را! بسختی جایی برایشان در بیدا میکنم و با جسب دوقلو می چسبانمشان. دردناک است. این افکار باهم نزدیکی می کنند آنجا و همدیگر را تکه تکه و می خورند. دیگر نمی توانم این صحنه ها را حتی برای نزدیکانم به نمایش بگذارم. تاب می خواهد که ما داریم و برداشتیم و آنها شاید نداشته باشند.بس خودشان بروند بردارند.گناهش هم به گردن خودشان.
۱۴ خرداد ۱۳۸۷
زاد و ولد
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|