زال گفت: یاد گرفتم که مغرور باشم تا به فلان نیاز پاسخ ندم.... اسمش رو چی می شه گذاشت؟ تناقض؟ توهم؟ خودفریبی؟ ناآگاهی؟ خوب. برای شفاف سازی یک سری مفاهیم مرتبط رو میچینیم کنار هم: 1.شرافت. شان و منزلت. بزرگی. در مقابل حقارت ،پستی ،خفت و خواری 2.غرورم رو شکستم. زیر پام گذاشتم، و به نیازم پاسخ مثبت دادم و برآوردش کردم. سوال :غرور در چه مواقعی شکسته می شه؟ مغرور هستیم به داشتن کدوم ارزش ها؟ وقتی که غرورمون رو زیر پا میذاریم در واقع ارزش مربوطه رو بی ارزش تلقی کردیم؟ خوب حالا وقتی که زال گفت من مغرورم ازینکه به فلان نیازم پاسخ ندادم یعنی اینکه من برآورده کردن فلان نیاز رو ضد ارزش می دونم و حقارت و پستی و عامل مخرب شرافت و منزلت من. ضمنا ازرش می تونه خود ساخته باشه یا برآمده از یک اجتماع . آقا من یه سوال هوش دارم: آیا دو عبارت زیر کاربرد مشابه دارند؟ 1. غرورم رو شکستم و.... 2. به فلان خفت و خواری تن دادم جواب : مفهوم غرور اساسا یک ارزش کاذبه که با آگاهی از کاذب بودن این ارزش غرور خود بخود شکسته می شه. خوب حالا بیایم از یک منظردیگه به این قضیه نگاه کنیم .فرض کنیم زال منظورش این بوده که :یاد گرفتم فلان نیاز خودم رو سرکوب کنم تا شان و شرافتم حفظ بشه. سوال: در چه مواردی سرکوب کردن نیاز خود ارزش محسوب می شود؟ حزم و خودداری در کدام بستر های فرهنگی ارزش محسوب می شود؟ آیا سرکوب نیاز های طبیعی انسانی برابر با ایجاد مانع یا اختلال در نظم طبیعت نیست؟ آیا بر هم زدن نظم ( طبیعت) یک ارزش است؟ مفهوم حزم ساخته کدام جوامع است؟ یکی منو نجات بده لطفن.
۱۴ خرداد ۱۳۸۷
huge subtle Ideological conflict
اشتراک در:
Comment Feed (RSS)
|